محتوای پست
با توجه به همهٔ مطالبی که در دو ماه اخیر زیر نظر داشتیم، الان با نگاه به عقب میشه دیگه مطمئن گفت کدوم برداشتهایی که میشد داشت، درست بوده. از یک طرف با فشار کشورهای خاورمیانه مذاکرهای درگرفته بود و از طرف دیگه تجمع نیرو صورت میگرفت. دو برداشت وجود داشت: یک برداشت این بود که ارسال نیرو همزمان با مذاکره برای فشار روانیه و در نهایت هدف تحقق یه توافقه که در نظر ترامپ بهتر از برجام باشه. برداشت دوم این بود که مذاکره صرفاً برای اقناع و آمادهسازی جامعهٔ آمریکا (مانور دیپلماسی) و همینطور خریدن وقت برای ارسال نیرو و تجهیزات لازم به منطقهست. با توجه به شناختی که از ترامپ داشتیم و همینطور پیوند عمیق سیاست ترامپ با خواستههای نتانیاهو کموبیش با اطمینان میشد گفت برداشت دوم به واقعیت نزدیکتره. وقتی اعلام شد تجمع جنگافزاری در منطقه به اندازهٔ زمان حملهٔ آمریکا به عراقه، دیگه مسجل شد برداشت دوم رخ خواهد داد. همهچیز مقدمهچینی برای حملهٔ نظامی بود. سراسیمگی کشورهای منطقه هم نشونه روشن دیگهای بود از اینکه تصمیم برای جنگ قطعیه. جنگ با حمله به رأس آغاز شد و حالا چنان شدتی پیدا کرده که پایانش رو جنگافزارها رقم خواهد زد، نه هیچ مصلحت سیاسی دیگهای. از ما — نظارهگرانِ همیشهمسلوبالاختیار — فقط این برمیاد که آرزو کنیم مردم ایران با کمترین آسیب از این روزها گذر کنند. @Garajetadayoni | گاراژ