محتوای پست
جمعبندی وضع موجود آتشبس شد تا تنگه باز بشه؛ و همزمان مذاکراتی هم صورت بگیره. دو طرف با دو فهرست کاملاً متفاوت از مطالبات اعلام آتشبس کردند. دو طرف موقعیت خودشون رو برای مذاکره برتر، و حریف رو مجبور به مذاکره میدونستند. با چنین موقعیتی روشن بود مذاکره به نتیجهای نمیتونست برسه، چون هیچ طرفی احساس ضعف نمیکرد — فقط دچار دردسرهای جنگ بود. این یعنی هیچ طرفی آماده دادن امتیاز نبود؛ حالا چه برسه به اینکه مطالبه اصلیشون کاملاً با هم در تضاد باشه: غنیسازی و اورانیوم موجود. ترامپ متوجه شد با شرایط مساوی وارد آتشبس شده، از طرف دیگه مشخص بود امارات و عربستان هم از وضعیت ناراضی بودند و پشت صحنه به ترامپ اعتراض میکنند. چون حتی اگر این مذاکره به جواب میرسید (یا برسه)، بازنده اصلی دولتهای جنوب خلیج فارس بودند. سکوت محض مقامات امارات و عربستان، کنارهگیری قطر از هر تلاشی و حتی پا پس کشیدن عمان نشونه نارضایتیشون از تصمیم ترامپ برای آتشبس و مذاکره بود. ترکیه و پاکستان هم بسیار کوشیدند عربستان و امارات رو راضی و همراه کنند؛ به نظرم موفق نشدند. حالا این وسط ترامپ ایدهٔ "محاصره دریایی ایران" رو پس از آتشبس اعلام و اجرا کرد. ایدهای که کاملاً مشخص بود آتشبس رو نابود خواهد کرد. به نظرم ترامپ قضیه محاصره دریایی رو برای این پیش کشید تا در مذاکره دست برتر داشته باشه و عربها رو هم دلگرم کنه. اما مثل روز روشن بود وقتی جمهوری اسلامی به سادگی میتونه تنگه رو ببنده، با شروع محاصره دریایی تنگه رو خواهد بست، چون فشاری که میتونه در کوتاه مدت به حریف بیاره، بیشتر از فشاریه که حصر دریایی میتونه در بلند مدت وارد کنه. این وضعیت موجوده: تنگه بسته شد، حصر دریایی قراره تا حد رویارویی فیزیکی دنبال بشه، مطالبات دو طرف پشت میز مذاکره هم زمین تا آسمون فرق داره. مذاکره در شرایط برابر — چه ذهنی و چه عینی؛ یعنی دو طرف چه واقعاً برابر باشند و چه خودشون رو برابر قلمداد کنند — به نتیجه نمیرسه. جمعبندی: تا ببینیم چه پیش خواهد آمد، اما آتشبس در شکنندهترین زمان خودش قرار داره. @Garajetadayoni | گاراژ