محتوای پست
شلیک به دختران گندمزار، دو زن روستایی و مرد دورهگرد/ حمله به دو نقطه محروم در استان قزوین/ «چیزی که از سه نفر پیدا میکنند، پنج قطعه عضو بدن بود» 🔹 مطالعه این گزارش برای همگان مناسب نیست 🔹مادر داخل آشپزخانه بود که موشک سقف ساختمان سرایداری مزرعه «کشت و صنعت بویین دشت» را شکافت و سالن پذیرایی را هدف گرفت. ترکش، کمرش را خم کرد. فکر میکرد که یک نفر به او شلیک کرده است. چهار دست و پا به سمت ورودی رفت. آوار را از ورودی آشپزخانه کنار زد و خودش را به بچهها رساند. به جز او ۴ نفر دیگر را باید پیدا میکرد. هانیه و فائزه (دخترانش)، پسرش، پسر هانیه و همسرش. همگی به جز دخترها زنده بودند. «چی شده؟ زودپز ترکیده؟ زودپز نداشتیم که.» یادش آمد که جنگ است. «جنگ توی خانه ما؟ اینجا؟ این بیابان؟» 🔹مامور هلال احمر بویین زهرا: 🔹آجر به سر یکی از دخترها خورده بود و ترکش به سر دیگری. از بازماندهها فقط فرزند ۱۸ ماهه هانیه کاملا سالم ماند که آن هم آغوش پدربزرگ برایش سنگر شده بود. وگرنه کتف برادر هشت ساله دخترها آسیبدیده، مچ دستش شکسته و ترکش هم هنوز داخل بدنش است. دست پدر هم جراحی شده و ترکش به سر او آسیب زده است. دو پا و دو دست مادر جراحی شده و به خاطر برخورد ترکش با خونریزی داخلی روبرو شده بود. 🔹۱۰ روز بعد؛ حمله به دورهگرد پارچهفروش 🔹حمله به روستای ۷۰ نفره تتنک در استان قزوین در لحظات اول آنقدر گنگ و مبهم بود که کسی نمیدانست باید دنبال چه چیزی بگردد؟ به دامداری حمله شده بود؟ خانه کسی مورد هدف قرار گرفته بود؟ وسط کوچه چیزی شده بود؟ ۱۲ ساعت طول کشید تا برای خانوادهها اسامی همه قربانیان حمله موشکی آمریکایی-اسرائیلی روشن شود که یک دورهگرد و دو زن روستایی در این حمله کشته شدند. 🔹آن روز مجموع چیزی که از سه نفر پیدا میکنند، پنج قطعه عضو بدن بوده: یک استخوان کوچک، یک بند انگشت، یک پوست شکم و پوست پشت سر و یک قطعه مشابه آن. دیانای آنها را بررسی کردند و در نهایت ساعت ۱۱ شب نام کشتهشدههای این حمله برایشان محرز و از هم تفکیک میشود: آقای فروشنده و همان دو زن همسایه. 🏙@Ghazvin_Fouri