محتوای پست
🔸قابهای ماندگار در یک خانه؛ قرچک و روایت چهار پرواز رضا غلامی- خبرنگار ایرنا 🔹️در انتهای کوچهای باریک در قرچک، خانهای همکف و ساده، حالا به روایتی زنده از فقدان تبدیل شده است؛ جایی که شهید میلاد محتشم، دو فرزند خردسالش و همسرش، بیآنکه نسبتی با میدان جنگ داشته باشند، در یک لحظه از این خانه رفتند و چهار جای خالی بهجا گذاشتند. 🔹️دوربینها که آماده شدند، بغضها هم دیگر تاب نیاوردند. هقهقهایی که تا آن لحظه پشت چهرههای صبور پنهان شده بود، آرامآرام سرریز شد. پدر، برادر، خواهر، داماد، عمهها و مادرِ شهید خانواده—همان مادری که فرزند و همسرش را همزمان از دست داده بود—با مهربانی ما را پذیرفتند. حتی در همان حال، با چشمانی اشکبار، در چیدن صحنه و آمادهسازی فضا کمکمان میکردند؛ انگار که هنوز هم نقش میزبان را رها نکردهاند. 🔹️مهرداد از لحظه اطلاع یافتن از حادثه میگوید؛ از شبی که آخرین تماس تلفنی با برادرش، میلاد و فرزندانش برقرار شد؛ شبی پیش از آن تراژدی (۱۶ فروردین). روایت میکند که نخستین بار، خواهرشان از ماجرا باخبر شد و بعد، خبر مثل دومینویی فرو ریخت و میان اعضای خانواده پیچید. 🔹️ماههای جنگ، بار سنگینی بر دوش ما در حوزه خبر گذاشته بود؛ اما این روایت، شبیه آواری بود که بر سرمان فرو ریخت. آنقدر سنگین که حتی توان حرف زدن را از ما گرفت؛ انگار ما هم، جایی زیر همان آوار، در سکوتی مشترک با خانواده محتشم، فرو مانده بودیم. ادامه گزارش را در لینک زیر ببینید: https://irna.ir/xjX9jR 📌اخبار ایرنا را در بله | روبیکا | سروش پلاس | ایتا | جهان دنبال کنید @IRNA_1313