محتوای پست
خستگی، یک شوخی بیمزه! 🖇#مرد_میدان 📝 کارش تمام میشود. کرکره مغازه را پایین میکشد و راهی خانه میشود. یادش هست که حتما خریدهای خانه را انجام دهد. کمی پیاز و سیبزمینی خریده و در راه به توصیه دختر کوچکش بستنی کاکائویی میخرد. به خانه میرسد. کلید را میاندازد اما ناگهان صدایی مهیب میشنود که از جا بلندش میکند. دود سیاهی بلند میشود. نمیفهمد چهشده اما در بر رویش سقوط میکند و خریدها از دستانش رها میشوند. کم کم آوارهای خانه بیشتر رویش میریزند و او میفهمد که خانهاش میزبان موشکهای آمریکایی است. جای درد، در چشمانش نگرانی میدود. پدر است دیگر! پدر نگران فرزند نباشد، که نگران بشود؟ اما درد هم شوخی ندارد. درد ترکش را در قفسه سینهاش حس میکند. نیروهای امداد از راه میرسند. پدر گوش تیز میکند تا بشنود. امدادگران خانه را بررسی کرده و یکنفر داد میزند بقیه اینجا هستند، همگی... + میتوانم صادقانه بگویم در حال حاضر، گمشدهترین مسئلهی این روزهای ما خستگی است. ادامه روایت؛ https://alnk.ir/wfx 🖌#زهرا_برخورداری بارقه | روایتروزهایجنگ... 🕊 @iranian_IRCS