محتوای پست
صفحه دوم قسمت شرمآور داستان جائی بود که دونفر از اعضای هیئت مدیره، آرای وکلا به خود را به استهزا گرفته و در یک حرکت خفیف، به احدی از همکاران که عضو هیئت مدیره نیست رای دادند. تشخیص اینکه این دو رای منتسب به کدام جریان است، قدری سخت است. میتوان این نحوه از رای دادن را از یک سو متعلق به جریان حرفهای و بعنوان اعتراض به بد عهدی جریان تشکل علمی و پشت کردن آنها به آرای وکلا به نفر اول انتخابات دانست و یا از دیگر سو این دو رای را متعلق به جریان تشکل علمی و هم پیمانانش برای تخفیف موقعیت جریان حرفهای در هیئت مدیره دانست. این حرکت هرچه بود، یک توهین تمام عیار به چندین هزار وکیل عضو کانون مرکز بود که هر کدامشان به تنهائی شایستگی حضور در هیئت مدیره و هیئت رئیسه کانون را دارند. نتیجهی این روند ناصواب منجر به این شد که هیچ یک از اعضای اصلی داوطلب قبول سمت منشی هیئت رئیسه نشدند به گونهای که تلاشهای جناب دکتر مالکی برای اعتبار بخشی به این سمت از طریق ذکر نام منشیهای ادوار قبل کانون نیز بی حاصل بود. از روند ایجاد شده میتوان اینگونه استنباط کرد که از جریان حرفهای کسی داوطلب این سمت نشد، چون در جریان وابسته به تشکل علمی و هم پیمانانش ظرفیتهای تعامل را ندیده است و از طرف دیگر کسی از وابستگان تشکل علمی داوطلب این سمت نشد، چرا که منشی هیئت رئیسه بودن را یا دون شأن میدانست و یا اینکه از بد عهدی رنجیده خاطر بود.امّا، آنچه یکشنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۹ در سالن جلالی نائینی رخ داد، حاصل پشت کردن به آرای وکلا است و در آینده از آن بعنوان سیاهترین روز تاریخ کانون نام برده میشود. وقتی ابزاری به نام رای سفید وجود دارد که بسیار هم محترمانه است، چرا باید از نوشتن نام همکاری که عضو هیئت مدیره نیست، بعنوانوسیلهای برای اعتراض به روند شکل گرفته توسط تشکل علمی و هم پیمانانش و یا تخفیف موقعیت جریان حرفهای استفاده شود. روندی که از ۲۹ تیر ۱۳۹۹ آغاز شد، حکایت از روزهای سخت کانون و هیئت مدیره دارد. مگر اینکه ۴۸ ساعت تنفس ایجاد شده موجب تغییر نگرش در هر دو جریان شود. اعضای هیئت مدیره یادشان نرود، صندلی هائی که برای مدت دو سال برایشان رزرو شده است، محل جلوس بزرگانی بوده است که جامعه داخلی و بینالمللی وکالت به آنها مفتخر بودهاند و هستند. به رای دهندگان احترام بگذارید، از قیاس بلاوجه پرهیز کنید و به روزی بیاندیشید که نامتان به نیکی در تاریخ کانون ثبت نشود. با روشهای ناصواب، همدستِ ناخودآگاه مغرضان کانون نشوید. آنچه اتفاق افتاد، بازی باخت باخت است و برندهای ندارد. مازیار طاطائی ۳۰ تیر ۱۳۹۹ @Tannver