محتوای پست
به قلم جناب وکیل عبدالرضا دیوسالار روزی مرحوم جوادیه گفتند: دلم برای کارآموزانی میسوزد که،آقای زاهد پاشا پروندهی ایشان را به دلیل همکاری با مؤسسات غیر مجاز به دادسرا ارجاع میدهد.در حالیکه خود ایشان عضو یک مؤسسه حقوقی غیر مجاز ( پاو)است. توجه به عمق این کلام نشد.بد بود و تلخ این جمله،اما هزینه ملموس برای کانون نداشت.دست کم در کوتاه مدت. یکشنبه در اولین جلسه هیئت مدیره جناب آذربایجانی گفتند: جناب زاهد پاشا،اگر شما نایب رییس بشوید و یک کارآموز در اختبار کسی دیگر را به جای خود به جلسه بفرستد،شما چه برخوردی میتوانید داشته باشید. من اگر بازیگردانُ تشکل علمی بودم هرگز این بلا را سر کانون وکلا نمی آوردم.حتی اگر توان عبور از آقای زاهد پاشا را نمیداشتم و حتی اگر حیات و ممات تشکل به ایشان بسته شده بود( مثلا اسپانسر مالی تشکل بودند حتی).هرگز هیئت رییسه هیئت مدیره را در معرض اتفاقات بد قرار نمیدادم. تئوریسن های تشکل علمی را میشناسم.باورم چیز دیگری بود.اما انگار اصولمان فرسنگها فاصله دارد. متأسفم از شرایط حاضر.تشکل علمی (درست یا غلط) برای از بین بردن انحصار و ایجاد اتفاقات جدید تشکیل شده بود.اما اکنون رفتارهای غلط تشکیلاتی اش خانه دوم من را دارد ویران میکند. @Tannver