TGTGInsighttelegram intelligenceLIVE / telegram public index
محتوا
محتوای پست
هیچ کَس نمیدونه دقیقا از کی لوبیا پلو شد بوی زندگی شاید از همون وقتی که مامان یه سینی لوبیا سبز تازه رو میزاشت رو پاهاش و می نشست کنار پنجره منم یه چاقوی کوچیک داشتم با کلی ذوق و هیجان میخواستم مثل خودش همه رو یه اندازه بِبُرم ولی هیچ وقت اندازه نمی شد یکی کج، یکی ریز ، یکی دراز وقتی قاشق لوبیا پلو رو میزاشتم دهنم چشمم به لوبیاها بود انگار هر کدوم و من خورد کرده بودم یادم بود کدوما مال من بود یه حس خوب بی تکرار آرامشبخشترین متنهای جهان اینجاست👇 @SOBHbe