پوسٹ کا مواد
اگه کتاب کیمیاگرپرفروش ترین رمان دنیارو تا حالا نخوندی این پست برای توعه: یک چوپانیه بغل یک کلیسای قدیمی با چندتا گوسفند که زیر درختی همیشه میشینه. تا اینکه چند شب پشت سرهم خواب اینو میدید که یه گنج عظیم جواهر توی اهرام ثلاثه هست انقدر این خوابرو میبینه تا میره پیش تعبیرکننده خواب و اون بهش میگه: باید بری اهرام ثلاثه! تو شهر اول دزد کیفشو میزنه و دیگه این آدم حتی پول نداشت برگرده شهرش، کلی کار میکنه، سختی میکشه، عاشق میشه، یاد میگیره، تا بالاخره میرسه به اهرام و شروع میکنه به کندن تا اینکه یه ماموری بهش گیر میده چوپان ماجرا رو میگه و مامور بهش میگه: دیوانهای چندسال عمرتو گذاشتی منم خواب میبینم یه گنجی بغل یک کلیسای قدیمی با یه چوپان که زیر درختی همیشه میشینه در اسپانیا هست اما نمیرم که خیلی ساده لوحی. اونجا میفهمه گنجی که دنبالش بوده، از اول زیر همون درختی بوده که همیشه زیرش مینشسته و برمیگرده و یک شبه ثروتمند میشه. اما تعبیر اصلیش چیه! اینکه گنج واقعی همونجاست که تو هستی، همون درون خودته ولی اگر اون مسیرو نری به جواهره نمیرسی. پروکسی | پروکسی | پروکسی | همراه | همراه 💠 در صورت رضایت از کانال برای دوستان خودتان هم ارسال کنید🙏🌹 @Proxy_Daemi