TGTGInsighttelegram intelligenceLIVE / telegram public index
چینلز کی فہرست پر واپس
پارادوکس avatar

TGINSIGHT CHAT

پارادوکس

@paradoxizer

Books

نوشته‌ها، ترجمه‌ها، و گزیده‌های کاوه خسروانی آیدی برای تهیه‌ی کتاب‌ها: @adm_paradox

سبسکرائبرز7,540موجودہ سبسکرائبرز
ٹریک شدہ پوسٹس548انڈیکس شدہ پوسٹس کی تعداد
حالیہ رسائی13,792حالیہ ویوز کا مجموعہ
حالیہ پوسٹس

حالیہ پوسٹس

صفحہ 1 از 46 · 548 پوسٹس

شائع ہوا 7 دنوں پہلے

✅ شعار «مرگ بر آمریکا» احمقانه بود. و هزینه‌ای به اندازه‌ی چهل و چند سال زمان، و ده‌ها میلیون زندگی پرداختیم تا این را بفهمیم. کاش برای آنکه بفهمیم «امید بستن به آمریکا» نیز به همان اندازه احمقانه است لازم نباشد دوباره چند ده سال هزینه بپردازیم. 🌐 کانال پارادوکس: 🆔@paradoxizer

534 views

شائع ہوا 7 دنوں پہلے

✅ ما: دیلدوی ارگاسم قدرت 0️⃣ وقتی ترامپ از نابودی ایران حرف می‌زند، فقط برای دل‌خوشی خودش حرف نمی‌زند؛ برای دل‌خوشی جی‌دی ونس و پیت هکست هم حرف نمی‌زند؛ فقط برای تهدید مقامات یا مردم ایران هم حرف نمی‌زند. 0️⃣ برای آن میلیون‌ها آمریکایی حرف می‌زند که با شنیدن این حرف‌ها ارگاسم قدرت و عظمت می‌شوند و پک بعدی را با لذت بیشتری به سیگارشان می‌زنند. 0️⃣ ما، همه‌ی ما نود میلیون نفر که حواس‌مان نیست فقط خودمان را داریم برای آنها، البته در کمال احترام، حکم دیلدوی ارگاسم قدرت را داریم. 0️⃣جنگ هر بدی‌ای داشته باشد، کلاس درس خوبی برای انسان‌شناسی‌ست. ✍🏻کاوه خسروانی 🌐 کانال پارادوکس: 🆔@paradoxizer

833 views

شائع ہوا 8 دنوں پہلے

و این درواقع داستان همه‌ی ماست. 🌐 کانال پارادوکس: 🆔@paradoxizer

933 views

شائع ہوا 9 دنوں پہلے

✅و اما داستان «کمبریج آنالیتیکا» چی بود و چرا اهمیت داره؟ 🔰 خلاصه‌ش اینه که: این پرونده در سال ۲۰۱۸ مطرح شد و یکی از مهم‌ترین پرونده‌های تاریخ حریم خصوصی و شبکه‌های اجتماعی بود (البته در بین پرونده‌هایی که «مطرح شدن و رو اومدن»). 🔰 ماجرا از اونجا شروع شد که پژوهشگری به نام الکساندر کوگان اپلیکیشنی در فیسبوک با عنوان آزمون شخصیت طراحی کرد. حدود ۲۷۰ هزار نفر این برنامه رو نصب کردن و بهش اجازه دسترسی به اطلاعات خودشون رو دادن. این برنامه تونست اطلاعات بخشی از دوستان این افراد رو هم جمع‌آوری کنه و در مجموع به داده‌های ده‌ها میلیون کاربر دسترسی پیدا کنه. 🔰 اما اصل ماجرا از اونجا شروع شد که این داده‌ها در اختیار شرکت «کمبریج آنالیتیکا» قرار گرفت؛ شرکتی که در زمینه تحلیل داده و «مشاوره سیاسی» فعالیت می‌کرد. این شرکت با استفاده از اطلاعات کاربران، پروفایل‌های روان‌شناختی تهیه می‌کرد و بر اساس اون، پیام‌ها و تبلیغات سیاسی رو برای گروه‌های مختلف به‌طور هدفمند طراحی و نمایش می‌داد. هدف این بود که روی نگرش و رفتار سیاسی افراد، به‌ویژه در انتخابات، اثر بذاره. 🔰 این ماجرا توسط کریستوفر وایلی (از کارکنان پیشین شرکت) افشا شد و نشون داد که داده‌های شخصی کاربران فقط جنبه‌ی اقتصادی نداره و می‌تونه به ابزاری برای اثرگذاری سیاسی تبدیل بشه. فراتر از اون، ذهن کاربران (خصوصاً کاربرانی که به دست‌کاری ذهنی خودشون حساس هستند) رو متوجه این مطلب کرد که شبکه‌های اجتماعی مثل اینستاگرام و فیسبوک و ... به‌هیچ‌وجه «تصادفی» مطالب رو بهشون نشون نمی‌دن: اینکه چه مطلبی بهشون نشون داده بشه، به چه شکلی نشون داده بشه، و با چه ترتیبی نشون داده بشه ... همه‌ی اینها می‌تونه هدفمند باشه. 🔰 شخصاً برای اینکه کمتر هدف دستکاری شبکه‌های اجتماعی قرار بگیرم دو صفحه غیر از صفحه‌ی اصلی در اینستاگرام دارم که در یکی‌ش فقط صفحاتی که باهاشون «مخالف» هستم رو دنبال می‌کنم. ✍🏻 کاوه خسروانی 🌐 کانال پارادوکس: 🆔@paradoxizer

921 views

شائع ہوا 9 دنوں پہلے

✅ داده‌های ما، قدرتِ دیگران ▫️ چند روز پیش در استوری نظرسنجی کردم که «اگر نظام سیاسی مطلوب و مورداعتماد شما در کشور حکم‌فرما باشد، پلتفرمهای خارجی مثل اینستاگرام و تلگرام را برای ارتباط با هم‌وطنان‌تان ترجیح می‌دهید یا پلتفرم‌های داخلی را؟». راستش را بخواهید،…

854 views

شائع ہوا 10 دنوں پہلے

✅ داده‌های ما، قدرتِ دیگران ▫️ چند روز پیش در استوری نظرسنجی کردم که «اگر نظام سیاسی مطلوب و مورداعتماد شما در کشور حکم‌فرما باشد، پلتفرمهای خارجی مثل اینستاگرام و تلگرام را برای ارتباط با هم‌وطنان‌تان ترجیح می‌دهید یا پلتفرم‌های داخلی را؟». راستش را بخواهید،…

908 views

شائع ہوا 10 دنوں پہلے

✅داده‌های ما، قدرتِ دیگران ▫️ چند روز پیش در استوری نظرسنجی کردم که «اگر نظام سیاسی مطلوب و مورداعتماد شما در کشور حکم‌فرما باشد، پلتفرمهای خارجی مثل اینستاگرام و تلگرام را برای ارتباط با هم‌وطنان‌تان ترجیح می‌دهید یا پلتفرم‌های داخلی را؟». راستش را بخواهید، نتیجه برایم کمی دور از انتظار بود: حدود هشتاد درصد گزینه‌ی پلتفرم‌های خارجی را انتخاب کردند. ▫️ البته با توجه به اینکه نمی‌توان در اینستاگرام و تلگرام سؤال مشروح مطرح کرد، بسیاری از پیش‌فرض‌ها در سؤال مطرح نشده بود. بااین‌حال، فکر می‌کردم تعداد بیشتری از رأی‌دهندگان مایل باشند که در صورت برطرف‌شدن نگرانی‌های سیاسی (و نیز شرایط نسبتاً برابر از نظر کیفیت و ...) از پلتفرم‌های داخلی استفاده کنند. ▫️ چرا؟ به این دلیل ساده که اطلاعاتِ ما در دنیای امروز یک منبع مهم قدرت به حساب می‌آیند و می‌توانند برای منافع اقتصادی و، از آن مهم‌تر، برای اهداف سیاسی به کار گرفته شوند؛ مثلاً، تأثیرگذاری بر ذهنیت و رفتار سیاسی جوامع در زمان‌های حساس مثل انتخابات، انقلاب، جنگ، و ... . ▫️ یکی از مستندترین نمونه‌ها، رسوایی «کمبریج آنالیتیکا» در سال ۲۰۱۸ است. در این پرونده مشخص شد که این شرکت با استفاده از داده‌های میلیون‌ها کاربر مرتبط با متا، پروفایل‌های روان‌شناختی از کاربران تهیه کرده و از آن‌ها برای هدف‌گیری پیام‌های سیاسی و تبلیغات انتخاباتی استفاده کرده است. همین اتفاق، ممکن است (فقط «ممکن» است؟) برای تأثیرگذاری بر جوامعی مثل ایران در زمان انقلاب، جنگ، و ... تکرار شود؛ یعنی در این مقطع‌های حساس، رفتار جوامع برخلاف منافع همان جوامع هدایت شود. ▫️ بنابراین معتقدم در شرایطی که بتوان به نظام سیاسی اعتماد کرد (و شرایط دیگر مثل کیفیت نیز تاحدودی فراهم باشد) استفاده از پلتفرم‌های داخلی برای ارتباط‌های داخلی می‌تواند حتی یک وظیفه‌ی میهن‌دوستانه باشد؛ گرچه معتقدم ما با آن شرایط فاصله داریم و حتی در صورت تغییر نظام سیاسی هم چنان شرایطی به‌سرعت فراهم نخواهد شد، زیرا تثبیت نهادهای تضمین‌کننده‌ی آزادی بیان، حریم خصوصی، شفافیت و نظارت بر قدرت، فرآیندی زمان‌بر است. ▫️ در این زمینه موضوعات دیگری هم به‌ویژه از جهت «تاب‌آوری ارتباطی» مطرح است: برای مثال، با توجه به اینکه هر لحظه احتمال قطع اینترنت وجود دارد و در آن شرایط بیشتر افراد معمولی امکان دسترسی پرهزینه به اینترنت بین‌الملل را ندارند، چگونه می‌توان به صورت محدود از پلتفرم‌های داخلی برای حفظ ارتباطات اجتماعی استفاده کرد، یا اینکه چگونه می‌توان از پلتفرم‌های گوناگون به صورت هم‌پوشان استفاده کرد تا اولاً داده‌هایمان متمرکز نشود، ثانیاً محدودیت‌هایی را که حتی در شرایط آزادی کامل اینترنت، توسط پلتفرم‌های خارجی اعمال می‌شوند دور بزنیم. ✍🏻کاوه خسروانی 🌐 کانال پارادوکس: 🆔@paradoxizer

949 views

شائع ہوا 13 دنوں پہلے

✅ تفکر سگ پیر درباره‌ی خطر «تجربه» برای تفکر! ▫️ برگرفته از کتاب خوش‌فکری؛ کاربرد تفکر نقادانه در تصمیم‌گیری، حل مسئله، و اندیشه‌یاری؛ نوشته‌ی مایکل کلت، ترجمه‌ی مهدی خسروانی و مائده محبوب، ناشر: نشر نایش 🔰 ما معمولاً به تجربه‌های خودمان می‌بالیم، و حق هم داریم، چون تجربه‌های ما جزء ارزشمندترین داشته‌های ما هستند و به‌طور معمول نقشی مهم در اندیشیدنِ مؤثر بازی می‌کنند. خیلی ساده: به تجربه‌های گذشته‌مان نگاه می‌کنیم و به این نتیجه می‌رسیم که فلان روش خوب است یا فلان کار به شکست می‌انجامد و هرچه تجربه‌ی ما غنی‌تر باشد نتیجه‌گیری‌مان آسان‌تر و مطمئن‌تر است. 🔰 اما این تجربه، گاه می‌تواند مانع برخی انواع مهم تفکر شود. برای نمونه، یکی از انواع تفکر که برای نوآوری به آن نیازمندیم «تفکر گمانه‌زن» است. در تفکر گمانه‌زن می‌کوشیم به حدس‌های جدید برسیم. اینجاست که تجربه‌ی غنی و قوی، بر خلاف تصور اولیه‌ی ما، کار را خراب می‌کند، چون مجالِ چندانی برای رسیدن به نتیجه‌گیری‌های جدید باقی نمی‌گذارد. 🔰 مسئله این نیست که افراد دارای تجربه‌ی بالا «نمی‌خواهند» نتیجه‌گیری‌های جدید و متفاوت را ببینند؛ بلکه «قادر» به این کار نیستند. و این ناتوانی (که البته جزء ویژگی‌های طبیعی مغز ماست) همان چیزی‌ست که برای توصیفش از عبارت «تفکر سگ پیر» استفاده می‌شود. 🔰 عبارت «تفکر سگ پیر» از یک ضرب‌المثل انگلیسی گرفته شده است: سگ پیر ترفندِ جدید نمی‌آموزد. یکی از کاربردهای این ضرب‌المثل برای کسانی‌ست که زمان زیادی را در شغل ثابتی سپری کرده‌اند و وقتی به آنها می‌گویند باید چیز جدیدی یاد بگیرید پاسخ می‌دهند «حواست باشد که من سی سال است این‌کاره‌ام. می‌دانم چه‌طور باید انجامش دهم». 💢 بهای کتاب: ۹۰۰ . برای تهیه با ده درصد تخفیف و ارسال رایگان به اینجا پیام بدهید. 🔰 فایل پی‌دی‌اف گزیده‌ای از کتاب را می‌توانید از اینجا دانلود کنید. 🔰 متن پشت جلد کتاب را می‌توانید اینجا بخوانید. ♻️ نشر نایش: ❇️@nayesh_pub 〰️

1,510 views

شائع ہوا 15 دنوں پہلے

✅ این بحث هیچ وقت درباره‌ی فوتبال نبود 1️⃣ خیلی وقت است به این فکر می‌کنم که طرفداری از مسی یا رونالدو فقط یک سلیقه‌ی فوتبالی نیست؛ انگار این دو نفر بیش از آنکه دو فوتبالیست باشند، نماینده‌ی دو نوع نگاه به زندگی‌اند. 2️⃣ اگر کسی رونالدو را دوست داشته باشد، احتمالاً بیش از هر چیز شیفته‌ی اراده است. شیفته‌ی آدمی که هر روز خودش را از نو می‌سازد، با بدنش مثل یک پروژه رفتار می‌کند، به رکوردها اهمیت می‌دهد و موفقیت را چیزی می‌داند که باید با انضباط و سخت‌کوشی فتحش کرد. از دید او، در این جهان، استعداد نقطه‌ی شروع است، نه پایان. آنچه اهمیت دارد، درهم‌شکستن محدودیت‌هاست. برای چنین نگاهی، رونالدو تجسم این باور است که انسان می‌تواند با خواستن و تلاش کردن، از خودش چیزی فراتر بسازد. 3️⃣ اما اگر کسی مجذوب مسی باشد، احتمالاً مجذوبِ چیزهای دیگری‌ست. مجذوبِ طبیعی بودن. در اعماق وجودش این حس غلبه دارد که بعضی چیزها نباید بیش از حد ساخته و پرداخته شوند. بعضی وقت‌ها وسوسه می‌شوی بگویی انگار فوتبال را نه برای پول می‌خواهد نه برای موفقیت حرفه‌ای. فوتبال را حتی زندگی نمی‌کند. زندگی در او فوتبال بازی می‌کند. حرکاتش هیچ شباهتی به اجرای یک برنامه‌ی از پیش طراحی‌شده و تمرین‌شده ندارد؛ بیشتر شبیه جاری شدنِ چیزی‌ست که از لحظه‌ی بسته‌شدن نطفه‌اش به نحوی برگشت‌ناپذیر در او شکل گرفته است. فوتبال برای او عرصه‌ی «اثبات خود» نیست؛ انگار فقط مشغول تن‌دادن به جبر وجود خودش است؛ خشوع مسی در برابر مسی. 4️⃣ شاید به همین دلیل است که در زمین هم تفاوتشان فقط فنی نیست. رونالدو بیشتر به چشم می‌آید. گل، رکورد، و جشن گلی که امضای خودش است. اما کاری که از مسی برمی‌آید چیز دیگری‌ست: اینکه «جریان» بازی را تغییر دهد (جوری که حتی کارشناسان هم تازه بعد از تماشای تکرار بازی بفهمند چه اتفاقی افتاد)؛ حرکتی که دیده نمی‌شود، فضایی که باز می‌شود، دریبلی که مطابق با هیچ آموزش فوتبالی نیست، هماهنگی‌ای که تیم را بهتر از مجموع نفراتش می‌کند. یکی بیشتر نماد دستاورد است و دیگری نماد خودانگیختگی. 5️⃣ حتی واکنش‌هایشان به موفقیت و شکست هم این تصویر را تقویت می‌کند. رونالدو همیشه عمیقاً دل‌مشغولِ گل زدن، رکورد شکستن، و موفقیت فردی‌ست؛ انگار هر مسابقه فرصتی است برای اثبات دوباره‌ی خودش. مسی، دست‌کم در تصویر عمومی‌اش، کمتر درگیر نمایش این نیاز است و بیشتر به خود بازی و به تیم تعلق دارد. حرف از «نیاز» شد. فکر کنم یکی از جاذبه‌هایی که خیلی‌ها، از جمله من، را شیفته‌ی مسی می‌کند همین «استغنا»‌ست، دست‌کم در مقایسه با رونالدو. 6️⃣ برای همین فکر می‌کنم بی‌ربط نیست اگر انتخاب میان این دو را انتخاب میان دو نظام ارزشی بدانیم. انتخاب میان کسی که جهان را میدان رقابت می‌بیند و کسی که جهان را صحنه‌ی آفرینش می‌بیند. میان خودپروری و خودانگیختگی. میان انضباط و شهود. میان فتح قله و لذت بردن از مسیر. میان کوششی پولادین و پرسروصدا، و خونسردی‌ای خانه‌کرده در اعماق وجود. 7️⃣ گفتن ندارد که هیچ‌کدام از این دو تصویر، تمام حقیقت نیست. مسی بدون انضباط افسانه نمی‌شد و رونالدو بدون استعداد هرگز به این جایگاه نمی‌رسید. اما فوتبال یکی از جاهایی‌ست که آدم‌ها با خیال راحت به خودشان اجازه می‌دهند عاشق روایت باشند، نه حقیقتِ کامل. 9️⃣ بله. بحث مسی و رونالدو هیچ‌وقت فقط درباره‌ی فوتبال نبوده است. 0️⃣1️⃣ کاش فوتبال فقط فوتبال بود تا بشود بدون احساس شرمندگی دوستش داشت و درباره‌اش نوشت. ✍🏻کاوه خسروانی 🌐 کانال پارادوکس: 🆔@paradoxizer

2,290 views

شائع ہوا 18 دنوں پہلے

✅ درباره‌ی این نظرسنجی ▫️ هدف از این نظرسنجی اشاره به نکته‌ای در ترجمه بود که صرفاً نکته‌ای «تخصصی» نیست و می‌تواند برای خوانندگان کتاب‌ها سودمند باشد. ▫️ ابتدا یک مقدمه‌ی کوتاه درباره‌ی همین مثال بگویم و بعد بروم سراغ نکته‌ی اصلی. در این مثال، استفاده از کلمه‌ی «اندیشه» طبیعی‌تر از کاربرد واژه‌ی «اندیشیدن» است. اما از سوی دیگر، در اینجا بسیار بهتر است (شاید بتوان گفت «ضروری»ست) که از واژه‌ی «اندیشیدن» استفاده شود. چرا؟‌ چون نویسندگان از واژه‌ی thought استفاده نکرده‌اند بلکه از واژه‌ی thinking استفاده کرده‌اند. ▫️ ممکن است بگویید این تفاوت اصلاً چه اهمیتی دارد. اهمیتش این است که این جمله در کتابی در زمینه‌ی سنجشگرانه‌اندیشی (تفکر نقادانه) آمده؛ و در سنجشگرانه‌اندیشی، بحث اصلی درباره‌ی «اندیشیدن» است، نه «اندیشه». به عبارت دیگر، درباره‌ی «فرآیند» اندیشیدن است نه درباره‌ی «فرآورده»ی اندیشه. ▫️ حالا نکته‌ی اصلی این است که هر مترجم یا نویسنده‌ای، بسیاری از مواقع، بر سر این دو راهی قرار می‌گیرد که صورت «طبیعی» زبان را انتخاب کند یا صورت «دقیق» آن را. اگر صورت طبیعی آن را انتخاب کند، از دقت متن کم می‌شود (و به خواننده‌ی دقیق ستم می‌شود) و اگر صورت دقیق متن را انتخاب کند، متن غیرطبیعی و تصنعی جلوه می‌کند و حتی ممکن است از سوی خوانندگانی که صرفاً به طبیعی بودن متن اهمیت می‌دهند به کارنابلدی متهم شود. ▫️ راه‌حل چیست؟ به نظر من راه‌حل برای مترجم این است که میان کتاب‌هایی که دقت در آنها اهمیت بیشتری دارد و سایر کتاب‌ها فرق بگذارد. در کتاب‌های دقیق، مترجم باید ولو به قیمت تصنعی شدن متن، صورت دقیق‌تر را انتخاب کند (هرچند می‌تواند با توضیح در پاورقی یا با تبدیل «ترجمه» به «بازنویسی» و توضیح در متن کتاب، توجیه تصنعی شدن متن را با خواننده در میان بگذارد)؛ و در کتاب‌هایی که دقت اولویت ندارد (یا در جاهایی از کتاب که دقت در اولویت نیست) طرف «طبیعی ماندن متن» را بگیرد. ✍🏻کاوه خسروانی 🌐 کانال پارادوکس: 🆔@paradox

1,530 views
123•••10•••20•••30•••40•••4546
پچھلاصفحہ 1 از 46اگلا