TGTGInsighttelegram intelligenceLIVE / telegram public index
← MTPROXY | پروکسی

TGINSIGHT SIMILAR POSTS

ملتا جلتا مواد تلاش کریں

ماخذ چینل @mtpro_proxy · Post #10849 · 20 جون

🔴 لیست پروکسی مخصوص تمام اپراتورها https://t.me/proxy?server=91.99.13.80&port=443&secret=dd4fda00f5077c265b638d79688aab786d https://t.me/proxy?server=33.125.157.136.serverfy.ir&port=443&secret=dd4fda00f5077c265b638d79688aab786d 🔵 کانفیگ نت ملی #ارسالی ss://Y2hhY2hhMjAtaWV0Zi1wb2x5MTMwNTpuVzVSY0JhYVowaHVQREZ1RXJNRGZZ@188.121.128.246:21139#VayNora 💠 در صورت وصل بودن برای دوستان و اطرافیان خودتان هم ارسال کنید👌❤️‍🩹 @Proxy_Daemi

نتائج

3 ملتی جلتی پوسٹس ملیں

عمومی عالمی تلاش

MTPROXY | پروکسی

@mtpro_proxy · Post #10849 · 20/06/2025، 12:14 PM

🔴 لیست پروکسی مخصوص تمام اپراتورها https://t.me/proxy?server=91.99.13.80&port=443&secret=dd4fda00f5077c265b638d79688aab786d https://t.me/proxy?server=33.125.157.136.serverfy.ir&port=443&secret=dd4fda00f5077c265b638d79688aab786d 🔵 کانفیگ نت ملی #ارسالی ss://Y2hhY2hhMjAtaWV0Zi1wb2x5MTMwNTpuVzVSY0JhYVowaHVQREZ1RXJNRGZZ@188.121.128.246:21139#VayNora 💠 در صورت وصل بودن برای دوستان و اطرافیان خودتان هم ارسال کنید👌❤️‍🩹 @Proxy_Daemi

در باب شلینگ و فلسفه‌اش شلینگ تاثیر بسیار زیادی بر هگل گذاشت اما هرگز به مقام والای هگل دست پیدا نکرد، در اولین آثار شلینگ فلسفه او به نوعی «فلسفه منفی» است اما در اواخر آثار شلینگ رویه‌ی فلسفه مثبت گرفت. می‌شود گفت ایده‌آلیسم شلینگ تقریبا به شدت تحت‌تاثیر کانت و فیخته است، او "من" و "جز من" را به‌عنوان دو قطب یک واقعیت مطلق قرار می‌دهد، همچنین شلینگ این نظریه فیخته که می‌گفت «طبیعت فرآورده من مطلق است و صرفاً ماده‌ایست در اجرای تکلیف اخلاقی» را رد کرد و گفت «طبیعت صورت مرئی روح است و بالعکس روح صورت نامرئی طبیعت است». درواقع طبیعت را به مثابه «من» در فرایند شدن و فرانمود بیرونی اندیشه که فعالانه در کار است تفسیر کرد. همچنین می‌گوید: عقل عینی در ابتدا خودش را بصورت یک امر مادی در طبیعت متجلی می‌کند و از همین روی تلاش می‌کند تا به فرانمود آگاه دست یابد؛ به همین دلیل روح که دربردارنده واقعیتی بزر‌گتر از عقل یا هوش آگاه است. روح همان یک موجود روحانی، که دربردارنده نیروهایی است که غریزی، ناآگاه و غایتمند هستند. من مطلق یا روح جهانی همه ‌فراگیر همان کارمایه‌ی خلاق، که منشا همه چیز است، است. روح و طبیعت و در فلسفه شلینگ همان [سوژه و ابژه] واقعیتهای واحدی هستند. شلینگ میگوید: همه پدیدارها هم ایده‌آل هستند و هم واقعی. هم معقول‌اند هم موجود. یعنی جفت آن‌ها با یکدیگر همسان هستند.او در پاسخ به اختلافاتی که بین ماده و روح وجود دارد می‌گفت: اختلافات بین این دو تنها ظاهری است و نه واقعی؛ حال آنکه امر مطلق یا واقعی نسبت به چنین تمایزهایی بی‌تفاوت است، از همین روی هگل به نقد و رد این نظریه شلینگ برخاست. و اظهار کرد از مطلق به عنوان یک این‌همانی عاری از هرگونه تمایزِ شلینگ را انکار کرد. هگل در واقع امر مطلق شلینگ را به {نیمه شبی که در آن همه گاوها سیاه‌اند} تشبیه کرد. عالی‌ترین سطح واقعیت مطلق که از کارمایه‌ی خلاقی است و در واقع از مراحلی به عنوان روح و ماده به بهترین مرحله‌ی بهترین خود یعنی "خودآگاهی" متجلی میشود. این کارمایی خلاق درواقع در خودآگاهی و آزادی انسان هم تجلی پیدا می‌کند و اراده در همه جای جهان در کار است. از سطح بی‌شعور ادراک حسی تا غرایز حیوانات تا نیروهای گرانشی تا فعالیت‌های شیمیایی و رشد ارگانیک و... این روح می‌تواند بی‌شعور و به‌شکل انگیزه‌های کور و ناآگاه هم دریابد، زمانی به این سطح می‌رسد که کارمایه خلاقه بنیادی بر سطح بی‌شعور عمل کند و زمانی کاملاً آزاد و عقلانی می‌شود که به سطح خودآگاهی مشابه با تجربه انسان برسد، از این می‌شود نتیجه گرفت که روح خلاق در جهان خود طبیعت را به وجود می‌آورد و هنگامی که به سطح تکامل یافته نوع بشر می‌رسد غایت خودآگاهی را تحقق می‌بخشد. چیزی که در طبیعت باز نمایانده می‌شود همان اشیا، روح یا عقل است که تنها در یک حالت سه‌ بعدی یعنی زمانی که نسبت به فعالیت‌های خود ناآگاه باقی می‌ماند باز نماینده می‌شود. نتیجه‌ای که می‌شود گرفت این است که: طبیعت تنها تجلی مادی عقل است که در انسان به خودش آگاه می‌شود دیگر سطح عالی فعالیت خودآگاهانه با انسان حاصل می‌شود که در واقع همان هنر است. عالی‌ترین مرحله پیشرفت را تشکیل می‌دهد و به طور آگاهانه از فعالیت خلاقانه مطلق تقلید می‌کند. شلینگ اظهار دارد: انسان در هنر خلاقانه‌اش از فعالیت مطلق آگاه می‌شود در حالی که مطلق فقط به ذات خود و نیروی خلاقش آگاهی دارد. نزد شلینگ عالی‌ترین کارکرد انسان هنر خلاق است که حتی جانشین اخلاق می‌شود و درواقع، واقعیت بنیادی زندگی انسان را هم تشکیل می‌دهد در نتیجه شلینگ سنتزِ عالم پدیدارهای حسی با عالم اندیشه یا روح اخلاقی انسان را در قلمرو زیباشناسی یافت. چیزی که در عالی‌ترین غایت انسان در تجربه زیبایی شناسانه‌اش که به طور کامل به ثمر می‌رسد در واقع امر حسی و فراحسی در زیبایی است که با یک‌دیگر ترکیب می‌شوند. هنر در اینجا به عنوان وجهی که از طریق آن عقل گسترش می‌یابد جای منطق را می‌گیرد و هنر به غایت عقل تبدیل می‌شود. شلینگ می‌گوید: خداوند برترین هنرمند خلاق است و جهان آفرینش هنرمندانه عالی‌ترین تجلی او است و انسان هم در واقع از طریق فعالیت هنرمندانه‌اش به کامل‌ترین سطح شکوفاییِ منِ خویش دست می‌یابد به این دلیل علت زیبایی‌شناسی او از اراده اخلاقی و تجربه حسی فیزیکی هر دو فراتر می‌رود و چیزی که شلینگ می‌گوید به قلمرو [الوهیت] می‌رسد. پس شلینگ نتیجه می‌گیرد که: شریف‌ترین کوشش انسان که حیاتی زیبایی‌شناختی و نه اخلاقی است غایت اعلای او از طریق عقل استتیک حاصل می‌شود. این همان مفهومی است که شلینگ آنرا از شیلر گرفت که برای آن به عنوان فعالیت خود به خودی و «ایده‌آل بازی» ارزش زیادی قائل بود. نکته مهم این است که: ایده شلینگ درباره عقل استتیک در اصل مبتنی بر ایده‌الیسم استتیک شیلر است. ﹏﹏✎ #موسی_واحد #شلینگ، #هگل، #ارسالی Taamoq | تَعَمُّق