@fluencyinenglish · Post #7206 · 2019/06/26 12:27
#phrasal-verbs #put @fluencyinenglish 🔵put on a bold front با سیلی صورت خود را سرخ نگه داشتن، خلاف احساس خود وانمود کردن، خم به ابرو نیاوردن 🔵put on a diet (برای کسی) رژیم خوراکی تعیین کردن @fluencyinenglish 🔵put on ice در تعلیق نگهداشتن، اندروا کردن، آگیشیدن، به بعد موکول کردن 🔵put on one's thinking cap درباره چیزی دقیقا اندیشیدن، کلاه خود را قاضی کردن 🔵put on the dog (امریکا - خودمانی) تظاهر به ثروت و مقام و اشرافیت و غیره کردن، پز دادن 🔵put on the feed bag (خودمانی) خوراک خوردن 🔵put on the glove (عامیانه) مشت بازی کردن، بکس بازی کردن @fluencyinenglish 🔵put on the map (شهر یا محلی را) مشهور کردن، شناساندن 🔵put on the market برای فروش عرضه کردن @fluencyinenglish 🔵put on the pan (امریکا) سخت نکوهش کردن، سخت انتقاد کردن 🔵put on to کسی را از چیزی مطلع کردن، آگاه کردن 🔵put on your hat کلاهتان راسربگذارید @fluencyinenglish